عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

384

منازل السائرين ( فارسى )

مىافتد ، « وحشى » ، كه در متن آمده ، مراد انسان معمولى است ، كه اهل ذكر و عرفان نيست . همچنين اين امر به خاطر نياز مريد صادق به سوى آن است . اگر مريد صادق كارى را از مرادش ببيند ، تسليم مىشود و اين برق كه به سراغ او مىآيد از جايگاه اصلى و منبع اصلى خود نيست ، بلكه اين مريد هم نمىداند كه چرا اين تحول به او دست داده است ، زيرا اهل كرامت نيست . بنابراين چون او اهل عرفان نيست و زبانش به ذكر حق گويا نيست ، اين برق براى او فضيلتى به همراه ندارد ، حتى برايش حرمت هم نمىآورد و ممكن است او را در راه ديگر و جاى ديگر خرج كند . و اين امرى است كه از كار كاهنان و جادوگران قابل تفكيك نمىباشد ، البته شبيه به كهانت نيست ، ولى چون از منبع اصلى خود ناشى نشده است و از سرچشمهء اصلى نشأت نگرفته است ، باز هم قابل تشخيص نيست . اين برق از علم هم برنخاسته است و از آب شهود هم سيراب نشده است . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايد : اين كار را شيطان هم انجام مىدهد كه در انسان تجلى ايجاد كند . شيطان به يك كلمهء حق هزاران كذب مىافزايد و او را به اولياء خود ؛ يعنى پيروان خود وحى مىكند : « إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ » . « 1 » الدرجة الثانيه : فراسته تجنى من غرس الايمان ، و تط لع من صحّة الحال ، و تطلع من نور الكشف . فراست درجهء دوم سه جزء دارد : اولا ، از درخت ايمان چيده مىشود ؛ يعنى ريشه در ايمان دارد . ثانيا ، متوجه مىشود كه حال او صادق است ؛ يعنى از حال درست سرچشمه گرفته است و در اوج حال معنوى ، حالتى به او دست مىدهد كه از صحت حال خود باخبر مىشود . ثالثا جلوه از نور كشف دارد . كسى كه اهل كشف باشد اين جلوه را مطابق با همان نورى مىبيند كه مثلا ديده است و متوجه مىشود كه اين دو از يك سنخ هستند . پس به آن اعتماد مىكند كه از منبع اصلى سرچشمه گرفته است . قسم اوديه حالت برزخ دارد ؛ عبور از مقام شهود نفسانى و قدم گذاشتن به سير حقايق است و اين برزخ آثار فراوانى درپى دارد . هرچه در ابواب قسم اوديه پيش‌تر مىرويم ، به

--> ( 1 ) . انعام / 121 .